داستانک
@daastaanak ღداسٺانڪღ قصہها براے بیدارکردڹ ما نوشٺہ شدند اما ما یڪ عمر براے خوابیدڹ از آڹها اسٺفادہ کردیم. @daastaanak موضوع کانال:داستانک،بریده کتاب،شعر و متن ادبی،فیلم کوتاه،موسیقی فاخر و... https://t.me/+HxUqg_4m0A4xOTE0
Посты канала (20)
- زمين بهشت مى شود، روزى كه مردم بفهمند هيچ چيز عيب نيست جز، قضاوت ومسخره كردن ديگران، هيچ چيز گناه نيست جز حق مردم، هيچ … 12.06.2026
- #داستان_زندگی #بارانه #قسمت_اول هوا سرد شده.برعکس چندسال اخیر امسال پاییز زود شروع شد و من از پنجره اتاقم به خیابون خیر… 11.06.2026
- برای همهی مردم همینطور است: با هم ازدواج میکنند، باز هم کمی همدیگر را دوست دارند و کار میکنند. آنقدر کار میکنند که … 11.06.2026
- چقدر قدرت خدا در طبیعت قابل روئیت هست 10.06.2026
- به خونه باغ رسیدیم. مریم با دیدنمون اومد پیشوازمون و گفت؛ خوش اومدین ... خدا خیرت بده سروش جان، آقاجون و محسن رفتن هیئت… 10.06.2026
- #داستان_زندگی #ترانه #قسمت_نوزدهم پریا آهی کشید و گفت؛ چرا ... در جریان هست، میگه بالای سرم نگهت میدارم ،اگرم نشد شما ع… 10.06.2026
- فکر کردن دشوار است، به همین خاطر است که بیشتر مردم قضاوت می کنند. #کارل_گوستاو_یونگ 09.06.2026
- با دنبال کردن قوانین، راه رفتن را یاد نمی گیرید. باید انجامش دهید و زمین بخورید. #ریچارد_برانسون 09.06.2026
- #داستان_زندگی #ترانه #قسمت_هجدهم با سروش مشورت کنم تا فرداشب برای شام آقاجون و بچه هارو دعوت کنیم.میدونستم که تو شرکت س… 09.06.2026
- #داستان_زندگی #ترانه #قسمت_هفدهم به حرفش خندیدیم. پریا از جاش بلند شد تا راحت تر حرف بزنیم. امیر پرسید؛ خب ترانه خانوم … 09.06.2026
- وقتی میخواهید به گنجشکی غذا بدهید، فرار میکند زیرا میداند آزادی، بهتر از نان است. #فریدونفرخزاد 09.06.2026
- بسیاری از ما زمانی طولانی در پی نور گشتهایم، اما هر بار با تاریکی بیشتری روبرو شدهایم. یونگ میگوید: شخص با تجسم اشکال… 08.06.2026
- قدر خودتان را بدانید. عباراتی همچون "مردها گریه نمیکنند" یا "زنان نمیتوانند پول درآورند" عقاید محدود کنندهای هستند ک… 08.06.2026
- بعضى آدمها عین یک گل نایاب هستند، دیگران به جلوهشان حسد مىبرند. خیال مىکنند این گل نایاب تمام نیروى زمین را مىگیرد… 08.06.2026
- #داستان_زندگی #ترانه #قسمت_شانزدهم خجالت زده گفتم؛ بمون.... چرا ... چرا علاقه به اینهمه دوری؟ سروش نفس عمیقی کشید انگار… 08.06.2026
- #داستان_زندگی #ترانه #قسمت_پانزدهم خودم رو با غذای حاضری سیر کردم صبر میکردم چندساعت بعد برای شام زرشک پلو با مرغ درست … 07.06.2026
- #داستان_زندگی #ترانه #قسمت_چهاردهم خواستم زودتر برم مزار و تا اومدن مریم کمی با مامان خلوت کنم.... لباس پوشیدم و بعداز … 06.06.2026
- #داستان_زندگی #ترانه #قسمت_سیزدهم ، تموم سعیمو کردم تا آشپزخونه رو به حالت اول برگردونم، بعداز تموم شدن چراغ و خاموش کر… 05.06.2026
- #داستان_زندگی #ترانه #قسمت_دوازدهم پریا آهی کشید و گفت؛ ترانه جان، دست رو دلم نزار که خونه میینی که اوضاعمونو، دوشیفت ک… 04.06.2026
- ما در بین کسانی که با ما هم عقیده اند، احساس آرامش داریم، اما زمانی بزرگ میشویم که در بین کسانی باشیم که با ما هم عقید… 04.06.2026